پیام مدیر
 بسم الله الرحمن الرحیم

 

مدیریت این سایت مقدم شمار را به سایت خوش آمد می گوید و از حسن انتخاب شما برای دیدن این سایت تشکر می نماید.

 
مقاله روز

به نام خدا

حجاب 

 لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسائل مهم اسلامي است . در خود قرآن كريم درباره اين مطلب تصريح شده است . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامي نمي‏توان ترديد كرد پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكي از مظاهر لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبي و اجنبيه يكي ديگر از مظاهر آن است . اين بحث را در پنج بخش بايد رسيدگي كرد :

 1 - آيا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمين به‏ غير مسلمين سرايت كرده است ؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و در ميان ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است ؟

 2 - علت پوشش چيست ؟ چنانكه مي‏دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمي ميان جنس نر و جنس‏ ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت مي‏كنند . قاعده اولي‏ طبيعي اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چه موجبي سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلي به صورت‏ پوشيدگي زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟

اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسي جاي چنين سؤالي هست درباره حيا و عفاف نيز همين پرسش هست . حيوانات در مسائل جنسي احساس‏ شرم نمي‏كنند ولي در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد

3 - فلسفه پوشش از نظر اسلام

4 - ايرادها و اشكالها

5 - حدود پوشش اسلامي چيست ؟

آيا اسلام طرفدار پرده نشيني زن است همچنانكه لغت " حجاب " بر اين‏ معني دلالت مي‏كند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه‏ بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره‏گيري كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پوشيده شود يا ماوراي چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست‏ تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ، آيا در اسلام مسأله‏اي به نام " حريم عفاف " وجود دارد يا نه ؟ يعني آيا در اسلام مسأله سومي كه نه " پرده نشيني " و " محبوسيت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد يا خير ؟ و به عبارت ديگر آيا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است يا نه ؟

اينها پرسشهائي است كه اين كتاب بدانها پاسخ مي‏گويد

بخش اول تاريخچه حجاب :

1 - آيا در ميان ملل ديگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟

2 - وضع حجاب در جاهليت عرب

3 - حجاب در قوم يهود

4 - حجاب در ايران باستان

5 - حجاب در هند

تاريخچه حجاب

اطلاع من از جنبه تاريخي كامل نيست . اطلاع تاريخي ما آنگاه كامل است‏ كه بتوانيم درباره همه مللي كه قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اينست كه قبل از اسلام در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است

تا آنجا كه من در كتابهاي مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان‏ قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسيله اسلام در عرب پيدا شده است

ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن "( ترجمه فارسي ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود مي‏نويسد :

" اگر زني به نقض قانون يهود مي‏پرداخت چنانكه مثلا بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي‏رفت و يا در شارع عام نخ مي‏رشت يا با هر سنخي‏ از مردان درد دل مي‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ مي‏نمود همسايگانش مي‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد "

عليهذا حجابي كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامي چنانكه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسي سخت‏تر و مشكلتر بوده است در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مي‏گويد : " در زمان زردشت زنان منزلتي عالي داشتند ، با كمال آزادي و با روي‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد مي‏كردند . . . " آنگاه چنين مي‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي‏ خود را حفظ كردند ولي در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشيني زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پرده‏پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي‏رود . زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمي‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائي كه از ايران باستان بر جاي‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمي‏شود و نامي از ايشان به نظر نمي‏رسد . . . "

چنانكه ملاحظه مي‏فرمائيد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي‏شده‏اند

به عقيده ويل دورانت مقررات شديدي كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسي‏ درباره زن حائض اجرا مي‏شده كه در اتاقي محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگي دوري مي‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهيز داشته‏اند سبب اصلي پيدا شدن حجاب در ايران باستان‏ بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتي درباره زن حائض اجرا مي‏شده است

اما اينكه مي‏گويد : " و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان‏ به شمار مي‏رود " منظورش چيست ؟

آيا مقصود اينست كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات‏ خشني است كه درباره زن حائض اجرا مي‏شود ؟ ! همه مي‏دانيم كه در اسلام‏ چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست ، ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتي ندارد كه عملا مجبور به گوشه‏نشيني شود

و اگر مقصود اينست كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد ، باز هم سخن‏ نادرستي است . زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به‏ حجاب نازل شده است

از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده مي‏شود يعني هم مدعي است‏ كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج‏ يافت و هم مدعي است كه ترك همخوابگي با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گيري آنان مؤثر بوده است

در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسي ) مي‏گويد :

" ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعي وي را با ترديد معمولي مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافي‏ مي‏كردند . عمر به قوم خود مي‏گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف رأي ايشان‏ رفتار كنند . ولي به قرن اول هجري مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مي‏كردند و در كوچه‏ها پهلو به پهلوي‏ مي‏رفتند و در مسجد با هم نماز مي‏كردند

حجاب و خواجه‏داري در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجري ) معمول شد

گوشه گيري زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند "

در صفحه 111 مي‏گويد :

" پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهي كرده بود ، اما بعضي عربان اين دستور را نديده مي‏گرفتند . همه طبقات زيورهائي داشتند . زنان پيكر خود را به‏ نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ مي‏آراستند ، موي خود را به‏ زيبائي دسته مي‏كردند يا به دو طرف سر مي‏ريختند ، يا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر مي‏آويختند و گاهي اوقات با رشته‏هاي سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر مي‏كردند . غالبا خود را به جواهر و گل مي‏آراستند . پس از سال 97 هجري چهره خويش را از زير چشم به نقاب مي‏پوشيدند . از آن پس اين عادت‏ همچنان رواج بود "

ويل دورانت در جلد 10 " تاريخ تمدن " صفحه 233 راجع به ايرانيان‏ باستان مي‏گويد :

" داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه‏ها مانند معشوقه‏هاي يوناني آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانوني معمولا در اندرون خانه نگهداري مي‏شدند . اين رسم ديرين ايراني به‏ اسلام منتقل شد "

ويل دورانت طوري سخن مي‏گويد كه گوئي در زمان پيغمبر كوچكترين دستوري‏ درباره پوشيدگي در زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهي كرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم‏ هجري با بي حجابي كامل رفت و آمد مي‏كرده‏اند . و حال آنكه قطعا چنين‏ نيست . تاريخ قطعي برخلاف آن شهادت مي‏دهد . بدون شك زن جاهليت همچنان‏ بوده كه ويل دورانت توصيف مي‏كند ولي اسلام در اين جهت تحولي به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي‏كرد : " مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسريهاي مشكلي‏ مي‏پوشيدند . گوئي كلاغ روي سرشان نشسته است " ( 1 )

در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام‏سلمه نقل مي‏كند با اين تفاوت كه ام‏سلمه مي‏گويد : " پس از آنكه آيه سوره احزاب ( « يدنين عليهن من جلابيبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنين كردند "

" كنت گوبينو " در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب‏ شديد دوره ساساني ، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند . او معتقد است كه آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده است بلكه‏ مخفي نگه داشتن زن بوده است .

پاورقي : 1 - كشاف ، ذيل آيه 31 از سوره نور

مدعي است كه خودسري موبدان و شاهزادگان‏ آن دوره به قدري بود كه اگر كسي زن خوشگلي در خانه داشت نمي‏گذاشت كسي از وجودش‏ آگاه گردد و حتي الامكان او را پنهان مي‏كرد زيرا اگر معلوم مي‏شد كه چنين‏ خانم خوشگلي در خانه‏اش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم‏ نبود

" جواهر لعل نهرو " نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب " نگاهي به تاريخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامي ، به‏ تغييراتي كه بعدها پيدا شد اشاره مي‏كند و از آنجمله مي‏گويد :

" يك تغيير بزرگ و تأسف‏آور نيز تدريجا روي نمود و آن در وضع زنان‏ بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگي نمي‏كردند بلكه در اماكن عمومي حضور مي‏يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مي‏رفتند و حتي خودشان به وعظ و خطابه مي‏پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش‏ رسمي را كه در دو امپراطوري مجاورشان يعني امپراطوري روم شرقي و امپراطوري ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراطوري روم را شكست دادند و به امپراطوري ايران پايان بخشيدند . اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند . به قراري كه نقل شده است‏ مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوري قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدائي زنان از مردان و پرده‏نشيني ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد . تدريجا سيستم " حرم " آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند "

 

سخن درستي نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه‏ مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتي‏ نداشته است

از سخنان نهرو بر مي‏آيد كه روميان نيز ( شايد تحت تأثير قوم يهود ) حجاب داشته‏اند و رسم حرمسراداري نيز از روم و ايران به دربار خلفاي‏ اسلامي راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تأييد كرده‏اند

در هند نيز حجاب سخت و شديدي حكمفرما بوده است ولي درست روشن نيست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايراني حجاب زن را پذيرفته‏اند . آنچه مسلم است اينست‏ كه حجاب هندي نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر مي‏آيد كه حجاب هندي به‏ وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است نهرو پس از سخناني كه از او نقل كرديم مي‏گويد : " متأسفانه اين رسم ناپسند كم‏كم يكي از خصوصيات جامعه اسلامي شد و هند نيز وقتي مسلمانان بدينجا آمدند آنرا آموخت "

به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است ولي اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكي از علل پديد آمدن حجاب‏ بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادي بوده است

راسل در " زناشوئي و اخلاق " صفحه 135 مي‏گويد : " اخلاق جنسي آنچنان كه در جوامع متمدن ديده مي‏شود از دو منبع سرچشمه‏ مي‏گيرد : يكي تمايل به اطمينان پدري ، و ديگري اعتقاد مرتاضانه به خبيث‏ بودن عشق . اخلاق جنسي در اعصار ماقبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به‏ امروز فقط از منبع اول منشعب مي‏شود ، و استثناي آن هند و ايران است كه‏ ظاهرا رياضت طلبي در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است‏ " . به هر حال آنچه مسلم است اينست كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست ، اما اينكه حدود حجاب اسلامي با حجابي‏ كه در ملل باستاني بود يكي است يا نه ؟ و ديگر اينكه علت و فلسفه‏اي كه‏ از نظر اسلام حجاب را لازم مي‏سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهاي‏ ديگر جهان منشأ پديد آمدن حجاب شده است يا نه ؟ مطالبي است كه در قسمتهاي بعدي به تفصيل درباره آنها سخن خواهيم گفت

 علل پيدا شدن حجاب :

1 - ريشه فلسفي

2 - ريشه اجتماعي

3 - ريشه اقتصادي

4 - ريشه اخلاقي

5 - ريشه رواني

6 - تدبير غريزي شگفت انگيز زن

علت پيدا شدن حجاب

علت و فلسفه پيدا شدن حجاب چيست ؟ چطور شد كه در ميان همه يا بعضي‏ ملل باستاني پديد آمد ؟ اسلام كه ديني است كه در همه دستورهاي خويش‏ فلسفه و منظوري دارد چرا و روي چه مصلحتي حجاب را تأييد و يا تأسيس كرد ؟ . مخالفان حجاب سعي كرده‏اند جريانات ظالمانه‏اي را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق‏ نمي‏گذارند ، چنين وانمود مي‏كنند كه حجاب اسلامي نيز از همين جريانات‏ ظالمانه سرچشمه مي‏گيرد

در باب علت پيدا شدن حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالبا اين علتها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر مي‏كنيم . نظرياتي كه به دست آورده‏ايم بعضي فلسفي و بعضي اجتماعي و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي و بعضي رواني است كه ذيلا ذكر مي‏شود :

1 - ميل به رياضت و رهبانيت ( ريشه فلسفي )

2 - عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( ريشه اجتماعي )

3 - پدرشاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي در جهت منافع‏ اقتصادي مرد ( ريشه اقتصادي )

4 - حسادت و خودخواهي مرد ( ريشه اخلاقي )

5 - عادت زنانگي زن و احساس او به اينكه در خلقت از مرد چيزي كم‏ دارد ، به علاوه مقررات خشني كه در زمينه پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است ( ريشه رواني )

علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيري در پيدا شدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بي جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده‏اند و يا فرضا در پديد آمدن بعضي از سيستمهاي غير اسلامي تأثير داشته است در حجاب‏ اسلامي تأثير نداشته است يعني حكمت و فلسفه‏اي كه در اسلام سبب تشريع‏ حجاب شده نبوده است

همانطور كه ملاحظه مي‏شود مخالفان حجاب گاهي آن را زائيده يك طرز تفكر فلسفي خاص درباره جهان و لذات جهان معرفي مي‏كنند و گاهي ريشه سياسي و اجتماعي براي آن ذكر مي‏كنند و گاهي آنرا معلول علل اقتصادي مي‏دانند و گاهي جنبه‏هاي خاص اخلاقي يا رواني را در پديد آمدن آن دخالت مي‏دهند

ما هر يك از اين علل را ذكر و سپس انتقاد مي‏كنيم و ثابت مي‏كنيم كه‏ اسلام در فلسفه اجتماعي خود به هيچيك از اين جهات نظر نداشته است و هيچيك از آنها با مباني مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمي‏دهد و در خاتمه به يك علت اساسي اشاره مي‏كنيم كه از نظر ما موجه‏ترين آنها به شمار مي‏رود

رياضت و رهبانيت

ارتباط مسأله پوشش با فلسفه رياضت و رهبانيت از اين جهت است كه‏ چون زن بزرگترين موضوع خوشي و كامراني بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و محشور با يكديگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئي و كاميابي مي‏روند

پيروان فلسفه رهبانيت و ترك لذت براي اينكه محيط را كاملا با زهد و رياضت سازگار كنند بين زن و مرد حريم قائل شده پوشش را وضع كرده‏اند ، كما اينكه با چيزهاي ديگري هم كه نظير زن محرك لذت و بهجت بوده است‏ مبارزه كرده‏اند . پديد آمدن پوشش طبق اين نظريه ، دنباله و نتيجه پليد دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است

ايده رياضت و ترك دنيا همانطوري كه در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبي و پشت پا زدن به همه وسائل مادي را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه‏ تجرد طلبي و مخالفت با جمال را ايجاد كرده است . بلند نگهداشتن مو كه‏ در ميان سيكها ، هندوها و بعضي‏ها در اويش معمول است نيز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و ميل به‏ رياضت است . مي‏گويند كوتاه كردن و ستردن مو ، سبب فزوني رغبت جنسي‏ مي‏گردد و بلند كردن آن موجب تقليل و كاهش آن است

در اينجا بد نيست قسمتي از گفته برتراند راسل را در اين موضوع بياوريم‏ . وي در كتاب " زناشوئي و اخلاق " صفحه 30 مي‏گويد :

" بخصوص در قرون اول مسيحيت اين طرز فكر سن پول ( بولس مقدس ) از طرف كليسا اشاعه تمام يافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده‏ بيشماري راه بيابان پيش گرفتند تا شيطان را منكوب سازند ، شيطاني كه هر آن ذهن آنان را از تخيلات شهواني مملو مي‏ساخت . كليسا ضمنا با استحمام‏ به مبارزه پرداخت زيرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه مي‏راند . كليسا چرك بدن را تحسين كرده رايحه بدن صورت بوي تقدس را به خود گرفت زيرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرايش آن با نظافت روح منافات دارد

شپش مرواريد خدا شناخته شد . . . "

اينجا اين پرسش پيش مي‏آيد كه اساسا علت تمايل بشر به رياضت و رهبانيت چيست ؟ بشر طبعا بايد كامجو و لذت طلب باشد . پرهيز از لذت‏ و محروم كردن خود بايد دليلي داشته باشد

چنانكه مي‏دانيم رهبانيت و دشمني با لذت جرياني بوده كه در بسياري از نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراكز آن در مشرق زمين ، هندوستان ، و در مغرب زمين يونان بوده است . نخله " كلبي " كه يكي از نخله‏هاي‏ فلسفي است و در يونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت‏ مادي بوده است ( 1 )

يكي از علل پديد آمدن اينگونه افكار و عقايد ، تمايل بشر براي وصول به‏ حقيقت است . اين تمايل در بعضي افراد فوق العاده شديد است ، و اگر با اين عقيده ضميمه گردد كه كشف حقيقت از براي روح آنگاه حاصل مي‏شود كه‏ بدن و تمايلات بدني و جسماني مقهور گردد ، قهرا منجر به رياضت و رهبانيت مي‏گردد . به عبارت ديگر ، اين انديشه كه وصول به حق جزا از راه‏ فنا و نيستي و مخالفت با هواي نفس ميسر نيست ، علت اصلي پديد آمدن‏ رياضت و رهبانيت است

علت ديگر پديده رياضت آميخته بودن لذات مادي به پاره‏اي از رنجهاي‏ معنوي است . بشر ديده است كه همواره در كنار لذتهاي مادي يك عده‏ رنجهاي روحي وجود دارد . مثلا ديده است كه هر چند داشتن ثروت موجب يك‏ سلسله خوشيها و كامرانيها است اما هزاران ناراحتيها و اضطرابها و تحمل‏ ذلتها در تحصيل و در نگهداري آن وجود دارد .

بشر ديده است كه آزادي و استغناء و علو طبع خود را به واسطه اين لذات مادي از دست مي‏دهد . از اينرو از همه آن لذات چشم پوشيده تجرد و استغناء را پيشه خود ساخته است

شايد در رياضت هندي ، عامل اول ، و در فقر طلبي كلبي يوناني عامل دوم‏ بيشتر مؤثر بوده است

علل ديگري نيز براي پديد آمدن رياضت و گريز از لذت ذكر كرده‏اند . از آنجمله اينكه محروميت و شكست در موفقيتهاي مادي مخصوصا شكست در عشق ، سبب توجه به رياضت مي‏گردد . روح بشر پس از اين نوع شكستها انتقام خود را از لذتهاي مادي بدين صورت مي‏گيرد كه آنها را پليد مي‏شناسد و فلسفه‏اي‏ براي پليدي آنها مي‏سازد

افراط در خوشگذراني و كامجوئي عامل ديگر توجه به رياضت است . ظرفيت‏ جسماني انسان براي لذت محدود است . افراط در كامجوئي و لذات جسماني و تحميل بيش از اندازه ظرفيت بر بدن موجب عكس العمل شديد روحي مخصوصا در سنين پيري مي‏گردد . خستگي ، سرخوردگي به وجود مي‏آورد

تأثير اين دو علت را نبايد انكار كرد ولي مسلما اينها علت منحصر نمي‏باشند . تأثير اين دو علت بدين نحو است كه پس از شكستها و عدم‏ موفقيتها ، و يا خستگيها و فرسودگيها ، انديشه وصول به حقيقت در روح‏ بيدار مي‏گردد . توجه به ماديات و غرق شدن در انديشه‏هاي مادي خود مانعي‏ است براي اينكه انسان درباره ازليت و ابديت و حقيقت جاوداني بيانديشد و در اين جهت فكر و تلاش كند كه از كجا آمده‏ام و در كجا هستم و به كجا مي‏روم ؟ اما همينكه به واسطه شكست و يا خستگي ، حالت گريز و بي رغبتي‏ نسبت به ماديات در روح پديد آمد ، انديشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان‏ مي‏گيرد . اين دو عامل هميشه به كمك عامل اول سبب توجه به رياضت مي‏شود . و البته بعضي از افرادي كه به سوي رياضت كشيده مي‏شوند تحت تأثير اين‏ دو عامل مي‏باشند نه همه آنها

بررسي

اكنون ببينيم از نظر اسلام و طرز تفكري كه اسلام به جهان عرضه داشته است‏ آيا چنين تعليل و توجيهي براي پوشش صحيح است ؟

اسلام خوشبختانه يك طرز تفكر و جهانبيني روشن دارد ، نظرش درباره‏ انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبي مي‏توان فهميد كه آيا چنين‏ انديشه‏اي در جهانبيني اسلام وجود دارد يا نه ؟

ما منكر نيستيم كه رهبانيت و ترك لذت در نقاطي از جهان وجود داشته‏ است و شايد بتوان پوشش زن را در جاهائي كه چنين فكري حكومت مي‏كرده‏ است از ثمرات آن دانست ، ولي اسلام كه پوشش را تعيين كرد نه در هيچ جا به چنين علتي استناد جسته است و نه چنين فلسفه‏اي با روح اسلام و با ساير دستورهاي آن قابل تطبيق است

اصولا اسلام با فكر رياضت و رهبانيت سخت مبارزه كرده است و اين مطلب‏ را مستشرقين اروپائي هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشويق كرده ، به جاي‏ اينكه شپش را مرواريد خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعيمان » " . پيغمبر اكرم شخصي‏ را ديد در حالي كه موهايش ژوليده و جامه‏هايش چركين بود و بد حال مي‏نمود . فرمود : " « من الدين المتعة » " ( 1 ) يعني تمتع و بهره بردن از نعمتهاي خدا جزو دين است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد القاذوره » " ( 2 ) يعني بدترين بنده شخص چركين و كثيف است

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : " « ان الله جميل يحب الجمال » " ( 3 ) خداوند زيبا است و زيبائي را دوست مي‏دارد . امام صادق فرمود : " خداو ند زيبا است و دوست مي‏دارد كه بنده‏اي خود را بيارايد و زيبا نمايد و بر عكس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن مي‏دارد . اگر خداوند نعمتي به‏ شما عنايت كرد بايد اثر آن نعمت در زندگي شما نمايان گردد . به آنحضرت‏ گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمايان گردد ؟ فرمود به اينكه جامه شخص نظيف‏ باشد ، بوي خوش استعمال كند ، خانه خود را با گچ سفيد كند ، بيرون خانه‏ را جاروب كند ، حتي پيش از غروب چراغها را روشن كند كه بر وسعت رزق‏ مي‏افزايد " ( 4 )

در قديمي‏ترين كتابهائي كه در دست داريم مانند " كافي " كه يادگار هزار سال پيش است ، بحثي تحت عنوان " باب الزي و التجمل " وجود دارد . اسلام به كوتاه كردن و شانه كردن مو و به كار بردن بوي خوش و روغن‏ زدن به سر سفارشهاي اكيد كرده است

پاورقي : 1 - وسائل جلد اول صفحه . 277 2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277 4 - وسائل جلد اول صفحه . 278

عده‏اي از اصحاب رسول اكرم به خاطر اينكه بهتر و بيشتر عبادت كنند و از لذات روحاني بهره‏مند شوند ترك زن و فرزند كردند ، روزها روزه‏ مي‏گرفتند و شبها عبادت مي‏كردند . همينكه رسول خدا آگاه شد آنها را منع‏ كرد و گفت من كه پيشواي شما هستم چنين نيستم ، بعضي روزها روزه مي‏گيرم ، بعضي روزها افطار مي‏كنم ، بعضي روزها افطار مي‏كنم ، قسمتي از شب را عبادت مي‏كنم و قسمتي ديگر نزد زنهاي خود هستم . همين عده از رسول خدا اجازه خواستند كه براي اينكه ريشه تحريكات جنسي را از وجود خود بكنند ، خود را اخته كنند . رسول اكرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام اين كارها حرام‏ است

روزي سه زن به حضور رسول اكرم آمده از شوهران خود شكايت كردند . يكي‏ گفت شوهر من گوشت نمي‏خورد . ديگري گفت شوهر من از بوي خوش اجتناب‏ مي‏كند . سومي گفت شوهر من از زنان دوري مي‏كند . رسول خدا بيدرنگ در حالي كه به علامت خشم ردايش را به زمين مي‏كشيد ، از خانه به مسجد رفت و بر منبر آمد و فرياد كرد : چه مي‏شود گروهي از ياران مرا كه ترك گوشت و بوي خوش و زن كرده‏اند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت مي‏خورم و هم بوي خوش‏ استعمال مي‏كنم و هم از زنان بهره مي‏گيرم . از روش من اعراض كند از من‏ نيست ( 1 )

پاورقي : 1 - " كافي " تأليف محمد بن يعقوب كليني جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل‏ جلد 3 ص . 14 براي روايات نهي از تبتل و اختصا ( رهبانيت و خود را اخته كردن ) رجوع شود به " صحيح بخاري " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و " صحيح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذي " چاپ هند صفحه 173

 

 

دستور كوتاه كردن لباس - برخلاف معمول اعراب كه لباسهايشان به قدري‏ بلند بود كه زمين را جاروب مي‏كرد - به خاطر نظافت است كه در اولين‏ آيات نازله بر رسول اكرم بيان شده است : « و ثيابك فطهر »( 1 )

همچنين استحباب پوشيدن جامه سفيد يكي به خاطر زيبائي است و ديگر به‏ خاطر پاكيزگي است ، زيرا لباس سفيد چرك را بهتر نمايان مي‏سازد و به‏ همين موضوع در روايات اشاره شده است : « البسوا البياض فانه اطيب و اطهر » . ( 2 ) رسول اكرم هنگامي كه مي‏خواست نزد اصحابش برود به آئينه‏ نگاه مي‏كرد ، موهاي خود را شانه و مرتب مي‏ساخت و مي‏گفت خداوند دوست‏ مي‏دارد بنده‏اش را كه وقتي كه به حضور دوستان خود مي‏رود خود را آماده و زيبا سازد ( 3 ) . ، يعني لباس سفيد بپوشد كه زيباتر و پاكيزه‏تر است

قرآن كريم آفرينش وسائل تجمل را از لطفهاي خدا نسبت به بندگانش‏ قلمداد كرده است و تحريم زينتهاي دنيا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن‏ قرار گرفته است : « قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده و الطيبات‏ من الرزق »

پاورقي : 1 - جامه‏هاي خويش را پاكيزه گردان . سوره المدثر ، آيه . 4 2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280 3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278 4 - بگو چه كسي زينتهائي كه خدا براي بندگان خود آفريده و روزيهاي‏ پاكيزه را حرام كرده است ؟ سوره الاعراف ، آيه . 32

در احاديث اسلامي آمده است كه ائمه اطهار با متصوفه كرارا مباحثه كرده و مرام آنان را با استناد به همين آيه باطل نشان داده‏اند

اسلام التذاذ و كامجوئي زن و شوهر از يكديگر را نه تنها تقبيح نكرده‏ است ، ثوابهائي هم براي آن قائل شده است . شايد براي يك نفر فرنگي‏ شگفت انگيز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرايش كردن‏ زن براي شوهر ، پاكيزه كردن شوهر خود را براي زن مستحب مي‏داند . در قديم‏ كه به پيروي از كليسا همه گونه التذاذات شهواني را تقبيح مي‏كردند ، اين‏ حرفها را تخطئه كرده حتي مسخره مي‏دانستند

اسلام التذاذات جنسي در غير محدوده ازدواج قانوني را به شدت منع‏ فرموده است و آن خود فلسفه خاصي دارد كه بعد توضيح خواهيم داد ، ولي‏ لذت جنسي در حدود قانون را تحسين كرده است تا جائي كه فرموده دوست‏ داشتن زن از صفات پيغمبران است : « من اخلاق الانبياء حب النساء » (2)

در اسلام زني كه در آرايش و زينت خود براي شوهر كوتاهي كند ، نكوهش‏ شده است كما اينكه مرداني كه در ارضاء زن خود كوتاهي مي‏كنند نيز نكوهش‏ شده‏اند

پاورقي : 1 - رجوع شود به وسائل جلد 1 صفحه . 279 2 - وسائل الشيعه جلد 3 صفحه . 3

حسن بن جهم مي‏گويد : بر حضرت موسي بن جعفر عليه السلام وارد شدم ، ديدم‏ خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشكي به كار برده‏ايد ؟ فرمود : بلي ، خضاب و آرايش در مرد موجب افزايش پاكدامني در همسر او است . برخي از زنان به اين جهت كه شوهرانشان خود را نمي‏آرايند ، عفاف را از دست مي‏دهند ( 1 )

حديث ديگري از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل شده كه : « تنظفوا و لا تشبهوا باليهود » يعني نظيف باشيد و خودتان را شبيه به يهود نكنيد . بعد فرمود زنان‏ يهودي كه زناكار شدند بدان جهت بود كه شوهرانشان كثيف بودند و مورد رغبت واقع نمي‏شدند . خودتان را پاكيزه كنيد تا زنانتان به شما راغب‏ گردند عثمان بن مظعون يكي از اكابر صحابه رسول اكرم است ، خواست به تقليد از راهبان ، به اصطلاح تارك دنيا شود ، ترك زن و زندگي كرد و لذتها را بر خويش تحريم ساخت

همسرش نزد رسول خدا آمده عرض كرد يا رسول الله ! عثمان روزها را روزه‏ مي‏گيرد و شبها به نماز بر مي‏خيزد . پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله‏ خشمگين شده برخاست به نزد وي آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر كرد تا نمازش تمام شد ، فرمود : اي عثمان خدا مرا به رهبانيت دستور نفرموده‏ است . دين من روشي منطبق بر واقعيت و در عين حال ساده و آسان است . " « لم يرسلني الله تعالي بالرهبانية و لكن بعثني بالحنيفية السهلة السمحة» " ( 3 ) يعني خداوند مرا براي رهبانيت و رياضت نفرستاده است ، مرا براي شريعتي فطري و آسان و با گذشت فرستاده است .

پاورقي : 1 - كافي جلد 5 صفحه . 567 2 - نهج الفصاحه

3 - كافي جلد 5 صفحه . 494

 

من نماز مي‏خوانم و روزه مي‏گيرم و با همسرانم نيز مباشرت دارم . هر كس كه دين مطابق با فطرت‏ مرا دوست مي‏دارد بايد از من پيروي كند . ازدواج يكي از سنتهاي من است

عدم امنيت

ريشه ديگري كه براي به وجود آمدن پوشش ذكر كرده‏اند ناامني است . در زمانهاي قديم بيعدالتي و ناامني بسيار بوده است . دست تجاوز زورمندان و قلدران به مال و ناموس مردم بيباكانه دراز بوده است . مردم اگر پول و ثروتي داشتند ناچار بودند به صورت دفينه در زير خاك پنهان كنند . علت‏ مخفي ماندن گنجها اينست كه صاحبان طلا و ثروت جرأت نمي‏كردند كه حتي‏ بچه‏هاي خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . مي‏ترسيدند كه راز آنها به وسيله بچه‏ها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدين‏ ترتيب گاهي اتفاق مي‏افتاد كه پدر با مرگ ناگهاني از دنيا مي‏رفت و فرصت نمي‏كرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائي او در زير خاكها مدفون مي‏ماند . جمله معروف استر ذهبك و ذهابك و مذهبك : پول و مسافرت و عقيده خود را آشكار نكن ، يادگار آن زمانها است

همانطور كه در مورد ثروت امنيت نبود ، راجع به زن هم امنيت وجود نداشت . هر كس زن زيبائي داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفي نگهدارد . زيرا اگر آنها اطلاع پيدا مي‏كردند . او ديگر مالك زن خود نبود

ايران دوره ساساني ناظر جنايتها و فجايع عجيبي در اين زمينه بوده است‏ . شاهزادگان و موبدان و حتي كدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زيبائي‏ در يك خانه مطلع مي‏شدند به آن خانه مي‏ريختند و زن را از خانه شوهرش‏ بيرون مي‏كشيدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به‏ اصطلاح قايم كردن و مخفي داشتن زن بود كه احدي نفهمد . ويل دورانت در كتاب " تاريخ تمدن " قضاياي شرم‏آوري در اين باره از ايران قديم نقل‏ مي‏كند . كنت گوبينو در كتاب " سه سال در ايران " مي‏گويد : حجابي كه‏ هم اكنون در ايران است بيش از آن اندازه كه مستند به اسلام باشد مستند به ايران قبل از اسلام است . و مي‏نويسد كه در ايران قديم مردم هيچ امنيتي‏ در مورد زنها نداشتند

درباره انوشيروان - كه به غلط او را عادل خوانده‏اند - نقل شده كه وقتي‏ يكي از سرهنگان ارتش او زني زيبا داشت . انوشيروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غياب او به خانه‏اش رفت . زن جريان را براي شوهر خود نقل كرد

بيچاره شوهر ، ديد زنش را كه از دست داده سهل است جانش نيز در خطر است . فورا زن خويش را طلاق گفت . وقتي انوشيروان مطلع شد كه وي زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنيدم يك بوستان بسيار زيبائي داشته‏اي و اخيرا آن را رها كرده‏اي ، چرا ؟ گفت جاي پاي شير در آن بوستان ديدم‏ ترسيدم مرا بدرد . انوشيروان خنديد و گفت ديگر آن شير به آن بوستان‏ نخواهد آمد

اين نا امني‏ها اختصاص به ايران و به زمانهاي قديم نداشته است

داستان اذان نيمه شب كه در " داستان راستان " آورده‏ايم نشان مي‏دهد كه‏ چگونه مشابه اين جريانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه‏ خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همين زمانها نزديك‏ خودمان يكي از شاهزادگان در اصفهان از اينگونه تجاوزها زياد داشته است و مردم اصفهان قصه‏هاي زيادي از زمان حكومت او نقل مي‏كنند

 

بررسي

ما وجود نا امني‏ها و بيعدالتي‏هاي زمان گذشته و تأثير آنها را در مخفي‏ كردن زن منكر نيستيم مسلما حجابهاي افراطي و عقائد افراطي درباره پوشيدن زن معلول همين نوع‏ جريانهاي تاريخي است . ولي بايد ببينيم آيا فلسفه پوشش زن در اسلام همين‏ " قر " مي‏زنند و او را از شوهر و فرزند آواره مي‏كنند . اينگونه حوادث‏ و يا حوادثي از قبيل ربودن زنان و دختران به وسيله تا كسي يا وسيله ديگر زياد اتفاق مي‏افتد و در روزنامه‏ها مي‏خوانيم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6 أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امريكا در معرض خطر حملات جنسي " مي‏نويسد : . " واشنگتن آسوشيتدپرس - سه پزشك محقق امريكائي در گزارشي كه براي‏ دولت امريكا تهيه كرده‏اند اعلام نموده‏اند كه در ميان ايالات امريكا لوس‏آنجلس از لحاظ ميزان " زناي به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن‏ مقام سيزدهم را حائز است . البته اين بدان معني نيست كه زنان و دختران‏ در واشنگتن از حملات جنسي در امانند ، اما امنيت آنها از بسياري از شهرهاي بزرگ امريكا بيشتر است . در هر صد هزار جمعيت لوس‏آنجلس 52 مورد زناي به عنف وجود دارد . در حالي كه در واشنگتن اين رقم 17 / 7 مي‏باشد . در نيويورك در مدت شش ماه 3000 شكايت از هتك ناموس به زور به اداره پليس رسيده است . سن اين عده شاكيان بين شش سال تا هشتاد و هشت سال بوده و قسمت اعظم شاكيان چهارده ساله بوده‏اند "

پس اين ادعا كه در عصر ما امنيت ناموسي كامل برقرار است و صاحبان‏ نواميس بايد از اين نظر خاطرشان جمع باشد ياوه‏اي بيش نيست

ثانيا فرض كنيم امنيت ناموسي كامل در جهان برقرار شده و تجاوز به‏ عنف ديگر وجود ندارد و هر تجاوزي كه به نواميس مردم مي‏شود از روي رضاي‏ طرفين است ، ريشه نظر اسلام درباره پوشش چيست ؟ آيا نظر اسلام به عدم‏ امنيت بوده تا گفته شود اكنون كه امنيت كامل برقرار شده دليلي براي‏ پوشش نيست ؟

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنيت نبوده است . لااقل علت‏ منحصر و اساسي ، عدم امنيت نبوده است ، زيرا اين امر نه در آثار اسلامي‏ به عنوان علت پوشش معرفي شده است و نه چنين چيزي با تاريخ تطبيق مي‏كند . در ميان اعراب جاهليت پوشش نبود و در عين حال امنيت فردي به واسطه‏ زندگي خاص قبيله‏اي و بدوي وجود داشت . يعني در همان وقت كه در ايران‏ ناامني فردي و تجاوز به ناموسي به حد اعلي وجود داشت و پوشش هم بود ، در عربستان ، اينگونه تجاوز بين افراد قبائل وجود نداشت

امنيتي كه در زندگي قبيله‏اي وجود نداشت امنيت اجتماعي يعني امنيت‏ گروهي بود و اينگونه عدم امنيت‏ها را پوشش نمي‏تواند چاره نمايد . به اين‏ معني كه قبيله‏اي به قبيله ديگر شبيخون مي‏زد . در اين شبيخونها كه به‏ وسيله قبيله بيگانه انجام مي‏شد همه چيز دستخوش غارت مي‏گرديد ، هم مرد اسير مي‏شد و هم زن ، پوشش زن براي او امنيت نمي‏آورد

زندگي اعراب جاهليت با همه تفاوت عظيم و فاحشي كه با زندگي صنعتي و ماشيني عصر ما داشته ، از اين جهت مانند عصر ما بوده يعني فحشا و زنا حتي در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولي به خاطر يك نوع‏ دموكراسي و نبودن حكومت استبدادي ، كسي زن كسي را به زور از خانه‏اش‏ بيرون نمي‏كشيد . با اين تفاوت كه نوعي عدم امنيت فردي در زندگي ماشيني‏ امروز هست كه در آن عصر نبود

 پوشش ، براي جلوگيري از تجاوز كساني است كه در يك جا زندگي مي‏كنند . بر حسب خوي و عادت قبيله‏اي بين افراد يك قبيله‏ اينجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمي‏توانيم بگوئيم كه اسلام صرفا به خاطر برقرار ساختن امنيت دستور پوشش را وضع كرد

فلسفه اساسي پوشش چيز ديگر است كه توضيح خواهيم داد . در عين حال‏ نمي‏خواهيم بگوئيم كه مسأله امنيت زن از گزند تجاوز مرد به هيچ وجه مورد توجه نبوده است . بعدا در آنجا كه به تفسير آيه " جلباب " مي‏پردازيم‏ ، خواهيم ديد كه قرآن كريم بدين اصل توجه داشته است . مدعي اين موضوع‏ نيز نيستيم كه در عصر ما اين فلسفه بي مورد است و امنيت كامل براي زن‏ از ناحيه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف كه در كشورهاي‏ به اصطلاح پيشرفته همه روزه رخ مي‏دهد ، در روزنامه هاي ما هم منعكس است‏ را خلق كردند

گويندگان اين سخن ، سعي كرده‏اند مسائل ديگري از قبيل نفقه و مهر را نيز براساس مالكيت مرد نسبت به زن توجيه كنند

در كتاب " انتقاد بر قوانين اساسي و مدني ايران " صفحه 27 مي‏نويسد :

" هنگامي كه قانون مدني ايران تدوين شد هنوز از برده فروشي در بعضي از نقاط دنيا اثري به جا بود و در ايران نيز با اينكه اين كار علي الظاهر از ميان رفته بود ولي باز در مغز قانونگزاران آثاري از برده‏فروشي و آزار به زير دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره " مي‏پنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست كند و در اجتماعات‏ راه يابد و به مقامات دولتي برسد . اگر صداي زن را نامحرم مي‏شنيد آن زن‏ بر شوي خود حرام مي‏شد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاري مي‏دانستند كه كار او منحصرا رسيدگي به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامي كه‏ اين ابزار مي‏خواست از خانه بيرون برود او را سر تا پا در چادري سياه‏ مي‏پيچانيدند و روانه بازار يا خيابان مي‏كردند "

علائم و نشانه‏هاي افترا و غرض و مرض از اتمام اين نوشته پيداست . كي‏ و كجا چنين قاعده‏اي وجود داشت كه اگر صداي زن را نامحرم مي‏شنيد بر شوي‏ خود حرام مي‏شد ؟ آيا در جامعه‏اي كه دائما سخنرانان مذهبيش از بالاي منابر خطابه زهراي مرضيه را در مسجد مدينه و خطابه‏هاي زينب كبرا را در كوفه و شام به گوش مردم مي‏رسانند ، ممكن است چنين فكري در ميان مردم آن جامعه‏ پيدا شود ؟ ! كي و كجا زن در ايران اسلامي برده مرد بوده است ؟ همه‏ مي‏دانند كه در خانواده‏هاي مسلمان بيش از آنكه زن در خدمت مرد باشد ، مرد به حكم وظيفه اسلامي در خدمت زن بوده وسيله آسايش او را فراهم‏ مي‏كرده است . زن در خانواده‏هائي مورد اهانت و تحقير و ظلم قرار گرفته‏ كه روح اسلامي در آن خانواده‏ها نبوده يا ضعيف بوده است

عجبا مي‏گويد : " زن حق نداشت كه با مردان نشست و برخاست كند . " من مي‏گويم : بر عكس ، در محيطهاي پاك اسلامي اين مرد بود كه حق نداشت‏ در نشست و برخاستها از زن بيگانه بهره‏برداري كند . اين مرد است كه‏ همواره حرص مي‏ورزد كه زن را وسيله چشم چراني و كامجوئي خود قرار دهد . هيچگاه مرد به طبع‏ خود مايل نبوده حائلي ميان او و زن وجود داشته باشد و هر وقت كه اين‏ حائل از ميان رفته آنكه برنده بوده مرد بوده است و آنكه باخته و وسيله‏ شده زن . امروز كه مردان موفق شده‏اند با نامهاي فريبنده آزادي و تساوي و غيره اين حائل را از ميان ببرند زن را در خدمت كثيفترين مقاصد خويش‏ گرفته‏اند . بردگي زن ، امروز به چشم مي‏خورد كه براي تأمين منافع مادي يك‏ مرد در يك مؤسسه تجارتي خود را صد قلم براي جلب مشتري مرد مي‏آرايد و به‏ صورت " مانكن " در مي‏آيد و شرف خود را در ازاء چندرغا ز حقوق مي‏فروشد

اين نشست و برخاست‏ها كه امثال اين نويسنده آرزوي آنرا مي‏كنند جز بهره‏كشي مرد و بهره‏دهي زن مفهومي ندارد . همه مي‏دانند نشست و برخاست‏ها در محيطهاي پاك كه موضوع بهره‏كشي مرد از زن در ميان نبوده است هيچگاه‏ در جامعه اسلامي ممنوع نبوده است

نويسنده همين كتاب ، تاريخ روابط زن و مرد را از نظر جامعه‏شناسي به‏ چهار دوره تقسيم مي‏كند : دوره اول مرحله طبيعي و اشتراكي اوليه كه زن و مرد بدون هيچگونه قيد و شرطي با هم خلطه و آميزش داشته‏اند . در اين دوره به عقيده اين نويسنده‏ اساسا زندگي خانوادگي وجود نداشته است

دوره دوم دوره تسلط مرد است . در اين دوره مرد بر زن غلبه كرده خود را مالك او دانسته او را همچون ابزاري در خدمت خود در آورده است . حجاب يادگار اين دوره مي‏باشد

دوره سوم مرحله قيام و اعتراض زن است . در اين مرحله زنان از ناسازگاري مردان به ستوده آمدند و در مقابل مظالم آنها ابتدا مقاومت‏ كردند و چون دريافتند كه طبيعت خشن مردان به اين آساني حاضر نيست حق‏ آنها را رعايت كند به منظور احقاق حق خود متدرجا عليه مردان طغيان كردند ، اتحاديه‏ها تشكيل دادند ، به وسيله مطبوعات و كنفرانسها و دسته بندي‏ها با مردان مبارزه كردند . ضمنا چون دريافتند كه زورگوئي مردان نتيجه‏ تربيت ناسالم عهد كودكي و مخصوصا تبعيض بين پسران و دختران است در رفع‏ نقائص آموزش و پرورش عمومي كوشيدند

دوره چهارم مرحله تساوي حقوق زن و مرد است و به دوره اول شباهت كامل‏ دارد . اين دوره از اواخر قرن نوزدهم شروع شده هنوز در همه جا استقرار نيافته است

از نظر اين منطق ، پوشش زن عبارت است از زنداني شدن زن به دست مرد ، و علت اينكه مرد ، زن را اينچنين اسير مي‏كرده اين است كه مي‏خواسته هر چه بيشتر از وجود او بهره اقتصادي ببرد

 

 

 

 

 
نظر خواهی

لطفاً نظر خود را درمورد این سایت اعلام فرمایید و یکی از این موارد زیر را در رابطه با سایت انتخاب نمایید؟

 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.
 
گالری عکس